ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
مقدمه 12
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
ان نيازموده بوم اين بدان كفتم تا ترا غلط نيفتد . » « 1 » و در جاى ديگر نيز نوشته است : « من بسيار علاج كردم بدين بيماريها و هرج اينجا ياذ مىكنم آنست كه آزمودهى منست و اما آنج مرا بوى تجربت نيست ياذ نكنم . » « 2 » با توجه بدانچه گذشت خواننده در كتاب هدايه با عالمى به معناى حقيقى كلمه سروكار پيدا مىكند كه در آن روزگار بشيوهء عالمان آزاده ، بىتعصب فقط بتجربه پرداخته و خود را بقبول اقوال گذشتگان مقيد نساخته و مشاهدات و تجربيات دوران طولانى طبابت خود را در خصوص بيماران و خواص داروهاى گوناگون در كتاب هدايه نوشته است و يقينا در اين كار از شيوهء استاد بزرگ محمد زكرياى رازى نيز متأثر بوده است و به همين جهت است كه در كتاب هدايه عباراتى از اين قبيل كه مربوط بتجربيات شخصى مؤلف است بسيار وجود دارد : « من ديدم يكى را از ركها خون كشاد و باز نايستاذ تا اندر ان هلاك شد » « 3 » ، « من يكى را ديدم كه از بس بول سياه بزيست و بيش از يكى نديدم » « 4 » . و يا در معالجهء نوعى از ماليخوليا نوشته است مدت سى سال بيماران را بشيوهء خاص علاج مىكرده « 5 » و در باب برص نيز برنج سه سالهء خود براى معالجهء زنى اشاره كرده است . « 6 » وى اگر در معالجهء مرضى توفيق حاصل نكرده باشد بصراحت آن را ذكر كرده است چنان كه در معالجهء انواع بيمارى استسقا نوشته است « من طبلى را علاج كردم و لحمى را علاج كردم و لكن زقى را نتوانستم علاج كردن . » « 7 » اخوينى در بعض از موارد نام همكار يا بيمار خود را نيز در كتاب هدايه آورده است چنان كه در باب خناق از مردى بنام ابن حليم كه بكمك او بيمارى را بشيوهاى طرفه علاج كرده است ياد كرده « 8 » و در باب شهوة الكلبيه و جوع البقرى از بيمارى بنام اسمعيل طوسى نام برده است كه بگفتار مردى نادان انگور گرگ خورده و مرده است « 9 » و در باب حمى الغب ضمن بيان طريقهء معالجهء اين مرض از درمان ملكه يا ملكى سخن بميان آورده كه بدست وى شفا يافته است . « 10 » مؤلف همچنين بقلت و كثرت استعمال داروها در طى دورهء طبابت خود نيز اشاره
--> ( 1 ) - ص 587 ( 2 ) - ص 302 ( 3 ) - ص 388 ( 4 ) - ص 694 ( 5 ) - ص 246 ح ( 6 ) - ص 594 ( 7 ) - ص 452 ( 8 ) - ص 309 ( 9 ) - ص 372 ( 10 ) - ص 710